رباعی شمارهٔ ۳۱۲
جلال الدین محمد مولویدر کوی غم تو صبر بی فرمانست
در دیده ز اشک پرتو حرمانست
دل را ز تو دردهای بی درمانست
با این همه راضیم سخن در جانست
در کوی غم تو صبر بی فرمانست
در دیده ز اشک پرتو حرمانست
دل را ز تو دردهای بی درمانست
با این همه راضیم سخن در جانست