رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵
جلال الدین محمد مولویگفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بی غم تو دمی زنم نتوانم
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم
گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بی غم تو دمی زنم نتوانم
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم