رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵
جلال الدین محمد مولویدی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنان تر ز چنان
من چون نزنم دست که پابند منی
چون پای نکوبم که تویی دست زنان
دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنان تر ز چنان
من چون نزنم دست که پابند منی
چون پای نکوبم که تویی دست زنان