رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹
جلال الدین محمد مولویآن رهزن دل که پای کوبانم از او
چون آینه خیال خوبانم از او
جانی ست که چون دست زنان می آید
یارب یارب چه می شود جانم از او
آن رهزن دل که پای کوبانم از او
چون آینه خیال خوبانم از او
جانی ست که چون دست زنان می آید
یارب یارب چه می شود جانم از او