غزل شمارهٔ ۵۴۷
جلال الدین محمد مولویسجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود
باده او را نخورم ور نخورم پس که خورد
گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود
باده او هم دل من بام فلک منزل من
گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود
دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود
غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا چه شود
