بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان
جلال الدین محمد مولویگفت اینک راست پذرفتم به جان
کژ نماید راست در پیش کژان
گر بگویی احولی را مه یکی ست
گویدت این دوست و در وحدت شکی ست
ور برو خندد کسی گوید دو است
راست دارد این سزای بدخو است
بر دروغان جمع می آید دروغ
للخبیثات الخبیثین زد فروغ
دل فراخان را بود دست فراخ
چشم کوران را عثار سنگ لاخ
