بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان
جلال الدین محمد مولویهر دهان را پیل بویی می کند
گرد معده هر بشر بر می تند
تا کجا یابد کباب پور خویش
تا نماید انتقام و زور خویش
گوشت های بندگان حق خوری
غیبت ایشان کنی کیفر بری
هان که بویای دهانتان خالق است
کی برد جان غیر آن کاو صادق است
وای آن افسوسیی کش بوی گیر
باشد اندر گور منکر یا نکیر
نه دهان دزدیدن امکان زان مهان
نه دهان خوش کردن از دارو دهان
آب و روغن نیست مر روپوش را
راه حیلت نیست عقل و هوش را
چند کوبد زخم های گرزشان
بر سر هر ژاژخا و مرزشان
گرز عزراییل را بنگر اثر
گر نبینی چوب و آهن در صور
