بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان
جلال الدین محمد مولویآنک فرمودست او اندر خطاب
کره و مادر همی خوردند آب
می شخولیدند هر دم آن نفر
بهر اسپان که هلا هین آب خور
آن شخولیدن به کره می رسید
سر همی بر داشت و از خور می رمید
مادرش پرسید کای کره چرا
می رمی هر ساعتی زین استقا
گفت کره می شخولند این گروه
ز اتفاق بانگشان دارم شکوه
پس دلم می لرزد از جا می رود
ز اتفاق نعره خوفم می رسد
گفت مادر تا جهان بودست ازین
کارافزایان بدند اندر زمین
هین تو کار خویش کن ای ارجمند
زود کایشان ریش خود بر می کنند
وقت تنگ و می رود آب فراخ
پیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ
