بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام
جلال الدین محمد مولویپشه آمد از حدیقه وز گیاه
وز سلیمان گشت پشه دادخواه
کای سلیمان معدلت می گستری
بر شیاطین و آدمی زاد و پری
مرغ و ماهی در پناه عدل تست
کیست آن گم گشته کش فضلت نجست
داد ده ما را که بس زاریم ما
بی نصیب از باغ و گلزاریم ما
مشکلات هر ضعیفی از تو حل
پشه باشد در ضعیفی خود مثل
شهره ما در ضعف و اشکسته پری
شهره تو در لطف و مسکین پروری
ای تو در اطباق قدرت منتهی
منتهی ما در کمی و بی رهی
داد ده ما را ازین غم کن جدا
دست گیر ای دست تو دست خدا
پس سلیمان گفت ای انصاف جو
داد و انصاف از که میخواهی بگو
کیست آن کالم که از باد و بروت
ظلم کردست و خراشیدست روت
ای عجب در عهد ما ظالم کجاست
