شمارهٔ ۱۳ - در مدح تاجالدین قاضی شیخ علی گوید
ناصر بخاراییزهی بنا که جناب تو قبله فضلاست
چهار رکن تو همچو حرم مقام صفاست
اثیر را به دل از رشک قدر تو آتش
محیط را به کف از شرم گوهر تو هواست
به شکل عارض یاری خطی به پیرامن
دو تاق تو چو دو ابرو گزید و باهم راست
به صف صفه تو عالمان صافی ذهن
چو مشتری به ذکی هر یک و به نور ذکاست
در این حدیث یکی موی شیب و بالا نیست
که سقف چرخ به شیب است و قدر تو بالاست
گر آسمان علوت لقب نهد شاید
که آفتاب و مه و انجم تو از علماست
شکفته یک طرف تو شقایق نعمان
سراج است کو را ز علم شرع ضیاست
دمیده یک طرف دیگر تو سوسن نطق
