قصیدهٔ شمارهٔ ۷
ناصرخسرو قبادیانیای روی داده صحبت دنیا را
شادان و برفراشته آوا را
قدت چو سرو و رویت چون دیبا
وآراسته به دیبا دنیا را
شادی بدین بهار چو می بینی
چون بوستان خسرو صحرا را
برنا کند صبا به فسون اکنون
این پیر گشته صورت دنیا را
تا تو بدین فسونش به بر گیری
این گنده پیر جادوی رعنا را
وز تو به مکر و افسون برباید
این فر و زیب و زینت و سیما را
چون کودکان به خیره همی خری
زین گنده پیر لابه و شفرا را
لیکن وفا نیابی ازو فردا
امروز دید باید فردا را
