قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵
ناصرخسرو قبادیانیز جور لشکر خرداد و مرداد
تواند داد ما را هیچ کس داد
محال است این طمع هیهات هیهات
کس دیدی که دادش داد خرداد
ز بهر آنکه تا در دامت آرد
چو مرغان مر تو را خرداد خور داد
کرا خورداد گیتی مرد بایدش
ازان آید پس خرداد مرداد
همی خواهی که جاویدان بمانی
در این پرباد خانه سست بنیاد
تو تا این بادپیمایی شب و روز
در این خانه برآمد سال هفتاد
از این پر باد خانه هم به آخر
برون باید شدن ناچار با باد
چه گویی کین علوی گوهر پاک
بدین زندان و این بند از چه افتاد
خداوند ار نیامد زو گناهی
در این زندان و بندش از چه بنهاد
