قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹
ناصرخسرو قبادیانیچند گردی گردم ای خیمه بلند
چند تازی روز و شب همچون نوند
از پس خویشم کشیدی بر امید
سالیان پنجاه و یا پنجاه و اند
مکر و ترفندت کنون از حد گذشت
شرم دار اکنون از این ترفند چند
مادر بسیار فرزندی ولیک
خوار داریشان همیشه کندمند
جز تو که شنیده است هرگز مادری
کو به فرزندان نخواهد جز گزند
کاه داری یاخته بر روی آب
زهر داری ساخته در زیر قند
از زمان و مکر او ایمن مباش
بس کن از کردار بد بپذیر پند
کز بدی ها خود بپیچد بد کنش
این نبشته ستند در استا و زند
چند ناگاهان به چاه اندر فتاد
آنکه او مر دیگری را چاه کند
