قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸
ناصرخسرو قبادیانیای خداوند این کبود خراس
صد هزاران تو را ز بنده سپاس
که به آل رسول خویش مرا
برهاندی از این رمه نسناس
تا متابع بوم رسول تو را
نروم بر مراد خویش و قیاس
هم مقصر بوم به روز و به شب
به سپاست بر آورم انفاس
شکر و حمد تو را زبان قلم است
بندگان را و روز و شب قرطاس
نامه ها پیش تو همی آید
هم ز بیدار دل هم از فرناس
هیچ کاری از این دو نامه برون
نکند کافر و خدای شناس
آتش دوزخ است ناقد خلق
او شناسد ز سیم پاک نحاس
داد من بی گمان بر آیدمی
روز حشر از نبیره عباس
