قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵
ناصرخسرو قبادیانیفریاد به لااله الا هو
زین بی معنی زمانه بدخو
زین دهر چو من تو چون نمی ترسی
بی باک منم چه ظن بری یا تو
زین قبه که خواهران انباغی
هستند درو چهار هم زانو
زین فاحشه گنده پیر زاینده
بنشسته میان نیلگون کندو
زین دیو وفا طمع چه می داری
هرگز جوید کس از عدو دارو
همواره حذر کن ار خرد داری
تو همچو من از طبیب باباهو
در دست زمان سپید شد زاغت
کس زاغ سپید کرد جز جادو
جادوی زمانه را یکی پر است
زین سوش سیه سپید دیگر سو
زین سوی پرش بدان همی گردی
وز حرص رطب همی خوری مازو
هرچند مهار خلق بگرفتند
امروز تگین و ایللک و یپغو
نومید مشو ز رحمت یزدان
سبحانک لا اله الا هو
