بخش ۳۳ - اندر تاثیرات کواکب سعد و نحس در نفس و جسد
ناصرخسرو قبادیانیازین کواکب دو نحس محض چون و دو سعد
سه مانده آنگه از نحس و سعدشان آثار
اهل صناعت تنجیم مر زحل و مریخ را نحس نهادند و مر زهره و مشتری را سعد گفتند و عطارد را گفتند که او نه نحس است و نه سعدو گفتند عطارد را که خنثی است با سعد سعد است و با نحس نحس و آفتاب و ماه را سلطانان افلاک گفتند و از سعد و نحس بدیشان حکمی ننهادند بل مایه سعد و نحس مر آن چهار کوکب را نهادند چنانک اصل ترکیب موالید که سعد و نحس را اثر اندروست چهار طبع را نهادند دو ازو فرودین و گران مانند دو نحس و آن آب و خاکست و دو ازو زبرین و سبک مانند دو سعد و آن هوا و آتشست و فلک را که او طبیعت پنجم است نه گران گفتند و نه سبک چنانک عطارد را نه نحس گفتندو نه سعدو اندر ترکیب مردم کو تمامتر مولودی است از میان این چهار سعد و نحس فرودین وز میان آن چهار سعد و نحس زبرین نیز پنج حواس حاصل شد دو ازو سعد و آلت اکتساب بقا اعنی چشم و گوش که راه کند از دیدنیها و شنودنیها که علم که مر نفس را ازین دو آلت بحاصل شود بر آنست و دو ازو نحس و آلت اکتساب صلاح جسد که مر نفس را فنا و آفت است چون دهان و فرج و دهان جفت فرج بدان نهادیم که هر دو آلت یافتن لذت جسدی اند و بقاء جسد و فناء نفس بزایش از راه ایشان است و یک حاست از پنج حواس نیز میان این دو سعد و دو نحس است و آن حاست بوینده است که اونه سعد است و نه نحس اعنی بدو نه مر نفس را قوام است و نه مر جسد را
