شمارهٔ ۱۶۴
زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ از شرم خط یار که از رحمت آیتی است مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ دارم پی نثار...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ از شرم خط یار که از رحمت آیتی است مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ دارم پی نثار...
زهی چو حرف رخت صفحه چون گلستان سرخ ز نقش لعل تو کلکم چو شاخ مرجان سرخ زرشک لعل تو درموج خیز خون جگر چو باده ی شفقی موج آب حیوان سرخ چنان سرشته به خون پرده های چشم ترم که آبروی نگاه...