شمارهٔ ۷۲
رودکی سمرقندیگر نه بدبختمی مراکه فگند
به یکی جاف جاف زود غرس
او مرا پیش شیر بپسندد
من نتاوم برو نشسته مگس
گرچه نامردم است مهر و وفاش
نشود هیچ از این دلم پرگس
گیردی آب جوی رز پندام
چون بود بسته بنک راه ز خس
گر نه بدبختمی مراکه فگند
به یکی جاف جاف زود غرس
او مرا پیش شیر بپسندد
من نتاوم برو نشسته مگس
گرچه نامردم است مهر و وفاش
نشود هیچ از این دلم پرگس
گیردی آب جوی رز پندام
چون بود بسته بنک راه ز خس