رباعی شمارهٔ ۳۶
سعدی شیرازیکس نیست که غم از دل ما داند برد
یا چاره کار عشق بتواند برد
گفتم که به شوخی ببرد دست از ما
زین دست که او پیاده می داند برد
کس نیست که غم از دل ما داند برد
یا چاره کار عشق بتواند برد
گفتم که به شوخی ببرد دست از ما
زین دست که او پیاده می داند برد