شمارهٔ ۱۳صائبمتفرقاتتا ز زیر سنگ می آید برون مجنون مامحمل لیلی برون رفته است از هامون ماعارفان را کنج تنهایی بود باغ و بهاردر خم خالی چو می می جوشد افلاطون ما