شمارهٔ ۴۳۱صائبمتفرقاتروشندلان که آینه جان زدوده انداز روی حشر پرده هم اینجا گشوده اندغافل مشو ز گل که فرورفتگان خاکآن نامه را به خون دل انشا نموده اند