شمارهٔ ۶۳۱صائبمتفرقاتبه فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرونچرا در بیضه آرد مرغ زیرک بال و پر بیرونچو ملک دلنشین نیستی ملکی نمی باشدکه از دلبستگی ز آنجا نمی آید خبر بیرونز فرش بوریا گردید خواب تلخ من شیرینز بندیخانه نی صاف می آید شکر بیرون