شمارهٔ ۶۴۲
صائباز عرق رخسار گلگون را گلستان کرده ای
بازای سرچشمه خورشید طوفان کرده ای
گرچه شمشیر ترا سنگ فسان در کار نیست
خواب سنگین را فسان تیغ مژگان کرده ای
از عرق رخسار گلگون را گلستان کرده ای
بازای سرچشمه خورشید طوفان کرده ای
گرچه شمشیر ترا سنگ فسان در کار نیست
خواب سنگین را فسان تیغ مژگان کرده ای