شمارهٔ ۱۳۱سعیدارباعیاتچون موم بر آتشی رسی آب مشوچون رشته ز تاب خویش بی تاب مشوبر روی زمین به چین ابرو بنشیندر چشم زمانه خون شو و خواب مشو