شمارهٔ ۴۱صفایی جندقیرباعیات انابیهافتادکجا سوی گدایی نگهشکز دولت بندگی نیاورد شهشچون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیزتا خوار شدم چو خاک برخاک رهش