بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه بنیاد جهان کرد عیان نقش زمین و آسمان کرد بعارف نور قلب و ذوق جان داد بیان معرفت بعد از عیان داد به عقل آموخت ادراک حقایق زبان را ساخت بر گفتار لایق صفی تایید از آن جان
۵۲۲ شعر از صفی علیشاه
به نام آنکه بنیاد جهان کرد عیان نقش زمین و آسمان کرد بعارف نور قلب و ذوق جان داد بیان معرفت بعد از عیان داد به عقل آموخت ادراک حقایق زبان را ساخت بر گفتار لایق صفی تایید از آن جان
گر از روی خرد باشی مصدق شنو تحقیق احسان از محقق عبودیت بود تفسیر احسان اگر یابد تحقیق بهر انسان کنی آن سان مراعات ادب را که می بینی تو گویی وجه رب را عبودیت اگر گردد محقق شود مشهود
دگر صولی که داند سر کونین نماید شرح از ذوالعقل و العین کسی باشد که بد و ماسبق دید حق اندر خلق و خلق اندر بحق دید نشد محجوب در هر یک ز دیگر نه بیند بلکه جز واحد سراسر حق از وجهی و خ
شنو از راعی ار داری کیاست بود آن کش بود علم سیاست شناسد نظم عالم را کماهی بر این باشد بتایید الهی
چه باشد ران حجابی کوست حایل میان ملک قدس و عالم دل ز استیلا نفس و هییت آن ز جسمانی جهان و ظلمت آن که بالکلیه آن آثار و ظلمت کند محجوب ز انوار حقیقت