ناهید
مرجع تخصصی فرهنگی هنری برای داستان، شعر و کتاب صوتی فارسی ناهید بستری برای انتشار، خرید و شنیدن آثار ادبی و صوتی از نویسندگان، شاعران و خالقان مستقل است.
تمام حقوق محفوظ و متعلق به پلتفرم فرهنگی ناهید می باشد.
۶۶- آیات ۱۲۷ تا ۱۲۸ - صفی علیشاه | ناهید
شاعران / صفی علیشاه ۶۶- آیات ۱۲۷ تا ۱۲۸ صفی علیشاه و إذ یرفع إبرٰاهیم القوٰاعد من البیت و إسمٰاعیل ربنٰا تقبل منٰا إنک أنت السمیع العلیم ۱۲۷ربنٰا و اجعلنٰا مسلمین لک و من ذریتنٰا أمة مسلمة لک و أرنٰا منٰاسکنٰا و تب علینٰا إنک أنت التوٰاب الرحیم ۱۲۸
و آن هنگام که برداشت ابراهیم پایه ها از خانه و اسماعیل پروردگار ما بپذیر از ما بدرستی که تویی شنوای دانا ۱۲۷پروردگار ما و بگردان ما را که گردن نهنده مر تو را و از ذریۀ ما گروهی گردن نهندگان مر تو را و بنما ما را مناسک ما را و بپذیر بر ما بدرستی که تویی توبه پذیر و مهربان ۱۲۸
کرد ابراهیم وقتی که بلند
پایهای خانه را دور از گزند
گفت یا رب کن قبول این را ز ما
که سمیعی و علیم ای ذوالوفا
در بیان کعبه و حقیقت آن
کعبه را می دان که نازل ز آسمان
شد به عهد آدم از بهر نشان
داشت سوی مشرق و مغرب دو در
کرد ز ارض هند پس حج بوالبشر
تا چهل فرسخ به استقبال او
کرد طوف و گشت داخل از فتوح
مرتفع پس گشت در طوفان نوح
هم بلند ارکانش از نام خلیل
داد او یک باب بهر او قرار
کآن بود معروف نک بر مستجار
آن ز مردم کرد پنهان جبرییل
پس خلیلش کرد وضع اندر مکان
در زمان او چو ظاهر گشت آن
نک شنو تأویل هر یک ز اهل راه
اینکه نازل شد به عهد آدم آن
هست اشارت سوی قلب اندر نهان
ظاهر از حق با وجود آدم است
وآن دو باب شرقی و غربی به یاد
هم دگر غیب و شهود از کیف و کم
رفتن از هندش به کعبه از کمال
شد اشارت سوی تکوین و اعتدال
سوی قلب ار هیچ داری ملهمه
کآن نباتیه است و حیوانی به نام
بر بدن ز آثارشان در وی تمام
پیش از آن کآثار قلب اندر جنین
تا در آن تکوین پذیرد نیتش
با توجه خود به سیر است و سلوک
سوی قلب از نفس مظلم بی شکوک
وآن قبول آن قوی از هر قبیل
در سلوک آداب و اخلاق جمیل
در طریق از مرد رهرو یک به یک
شد جهان ویران ز بس طغیان جهل
شد هوی غالب معانی گشت سلب
از میان رفت آنچه بود آثار قلب
عالم از جهل بشر شد غرق آب
کعبۀ دل یافت از خلق احتجاب
کعبه را نگرفت گرچه آب هیچ
لیک کس داخل نشد زآن باب هیچ
گشت از جهل و هوای مردم آن
بیت معمور از حوادث دور بود
در فلک خود باقی و معمور بود
زآنکه قلب عالم است آن ز انتساب
گر خلل یابد شود عالم خراب
خانه آنجا بود تا وقت خلیل
باز آمد در زمین ز امر جلیل
یعنی اندر عهد ابراهیم راد
اهتداء کردند حق جویان ز وی
خواهد آمد جای آن کز این مقام
با تو گویم شرح و تفصیلی تمام
پایهای خانه را برداشت سخت
باب واحد داد یعنی در فتوح
قلب را از خود ترقی تا به روح
یافت زآن هم رفعت از تأیید ذات
بد خلیل اول کسی کاندر سیر
شد بر او توحید ذاتی جلوه گر
وآن حجر از لمس حایض تیره شد
تیره یعنی دل ز نفس خیره شد
میشود جاری از او بی اختیار
داد ابراهیم رفعت ز انقیاد
مر قواعد را و اسماعیل راد
نام او عطف است از بهر نشان
گفت یا رب کن قبول از ما ز جود
این سلوک و سعی ما را در صعود
وین جهاد نفس در تعمیر قلب
وین ریاضت از پی تنویر قلب
مر قبول حق بود توفیق و جذب
که کند شورابه ها را آب عذب
هم علیمی نیک دانی راز نفس
هم بگردان سوی خود منقادمان
وا به خود مگذار ز استردادمان
سرفراز این جمله را ز اسلام کن
تا تو را باشیم فرمانبر همه
بر طریق احمدص و حیدرع همه
ملت او را از آن احمد گرفت
کو نجست از راه توحید انحراف
یک قدم ننهاد بر شرک و خلاف
هم نما ما را مناسک بالتمام
هم پذیر از ما رجوع مستدام
توبۀ ما را ز رحمت کن قبول
تا رسیم از فرق بر جمع وصول
بر تو جوییم از خطور ره امان