إنما مثل الحیاة الدنیا کماء أنزلناه من السماء فاختلط به نبات الأرض مما یأکل الناس و الأنعام حتی إذا أخذت الأرض زخرفها و ازینت و ظن أهلها أنهم قادرون علیها أتاها أمرنا لیلا أو نهارا فجعلناها حصیدا کأن لم تغن بالأمس کذلک نفصل الآیات لقوم یتفکرون ۲۴ و الله یدعوا إلی دار السلام و یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم ۲۵ للذین أحسنوا الحسنی و زیادة و لا یرهق وجوههم قتر و لا ذلة أولیک أصحاب الجنة هم فیها خالدون ۲۶ و الذین کسبوا السییات جزاء سییة بمثلها و ترهقهم ذلة ما لهم من الله من عاصم کأنما أغشیت وجوههم قطعا من اللیل مظلما أولیک أصحاب النار هم فیها خالدون ۲۷ و یوم نحشرهم جمیعا ثم نقول للذین أشرکوا مکانکم أنتم و شرکاؤکم فزیلنا بینهم و قال شرکاؤهم ما کنتم إیانا تعبدون ۲۸ فکفی بالله شهیدا بیننا و بینکم إن کنا عن عبادتکم لغافلین ۲۹ هنالک تبلوا کل نفس ما أسلفت و ردوا إلی الله مولاهم الحق و ضل عنهم ما کانوا یفترون ۳۰ قل من یرزقکم من السماء و الأرض أمن یملک السمع و الأبصار و من یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و من یدبر الأمر فسیقولون الله فقل أ فلا تتقون ۳۱ فذلکم الله ربکم الحق فما ذا بعد الحق إلا الضلال فأنی تصرفون ۳۲ کذلک حقت کلمة ربک علی الذین فسقوا أنهم لا یؤمنون ۳۳ قل هل من شرکایکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده فأنی تؤفکون ۳۴ قل هل من شرکایکم من یهدی إلی الحق قل الله یهدی للحق أ فمن یهدی إلی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدی إلا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون ۳۵
جز این نیست مثل زندگانی دنیا چون آبیست که فرو فرستادیمش از آسمان بس آمیخت بآن رستنی زمین از آنچه می خورند مردمان و چهارپایان تا چون گرفت زمین پیرایه اش و زینت یافت و گمان بردند اهلش که ایشان قدرت دارندگانند بران آمد آن را امر ما شبی یا روزی پس گردانیدم آن را در دیده گویا که نرسته بود در زمان پیش همچنین تفصیل می دهیم آیتها را از برای قومی که اندیشه می کنند ۲۴ و خدا می خواند بسوی سرای سلامت و راه می نماید کسی را که می خواهد بسوی راه راست ۲۵ از برای آنها که نیکی کردند نیکی است و زیادتی و نپوشد رویهاشان را گروهی نه خواری آنها اهل بهشتند ایشان در آن جاودانیانند ۲۶ و آنان که کسب کردند بدیها را جزای بدی بمثل آنست و فرو می گیرد ایشان را خواری نباشد ایشان را از خدا هیچ نگهدارنده گویا پوشانیده شد رویهاشان پاره از شب تیره آنها اهل آتشند در آن جاودانیان ۲۷ و روزی که محشور می سازیمشان همه پس می گوییم از برای آنانی که شرک آوردند باشید بر جاتان شما و انبازانتان پس جدایی می اندازیم میانشان و خواهند گفت انبازانشان نبودید که ما را می پرستیدید ۲۸ پس کافیست خدا گواه میان ما و میان شما که بودیم از پرستیدن شما هر آینه بی خبران ۲۹ آنجا بیاید هر نفسی آنچه پیش فرستاده و باز گردانیده شوند بسوی خدا که صاحب اختیار ایشانست بحق و گم شد از ایشان آنچه بودند افترا می کردند ۳۰ بگو کیست روزی می دهد شما را از آسمان و زمین یا که مالک می باشد گوش و دیدها را و که بیرون می آورد زنده را از مرده و بیرون می آورد مرده را از زنده و که تدبیر می کند کار کاینات را پس بزودی می گویند خداست پس بگو آیا پس نمی پرهیزند ۳۱ پس آن خدا پروردگار شماست بحق پس چیست بعد از حق مگر گمراهی پس بکجا برگردانیده می شوند ۳۲ همچنین لازم شد کلمه پروردگارت بر آنان که فسق ورزیدند بدرستی که ایشان نمی گروند ۳۳ بگو آیا از شریکان شما کیست که می آفریند خلق را پس باز می آورد او را بگو خدا می آفریند خلق را پس باز می آرد او را پس بکجا برگردانیده می شوید ۳۴ بگو آیا از انبازان شما کیست که هدایت می کند بسوی حق بگو خدا راه می نماید مر حق را آیا پس کسی که راه می نماید بسوی حق سزاوارتر است که پیروی کرده شود یا کسی که هدایت نمی یابد مگر آنکه هدایت کرده شود پس چیست شما را چگونه حکم می کنید ۳۵