کهیعص ۱ ذکر رحمت ربک عبده زکریٰا ۲ إذ نٰادیٰ ربه ندٰاء خفیا ۳ قٰال رب إنی وهن العظم منی و اشتعل الرأس شیبا و لم أکن بدعٰایک رب شقیا ۴ و إنی خفت الموٰالی من ورٰایی و کٰانت امرأتی عٰاقرا فهب لی من لدنک ولیا ۵ یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا ۶ یٰا زکریٰا إنٰا نبشرک بغلاٰم اسمه یحییٰ لم نجعل له من قبل سمیا ۷ قٰال رب أنٰی یکون لی غلاٰم و کٰانت امرأتی عٰاقرا و قد بلغت من الکبر عتیا ۸
بنام خدای بخشندۀ مهربان
کهیعص ۱ بیان مرحمت کردن پروردگار تو است بنده اش را زکریا ۲ هنگامی که خواند پروردگارش را خواندنی پنهان ۳ گفت پروردگارا بدرستی که سست شد استخوان از من و مشتعل شد سر از راه پیری و نشده ام بخواندن تو ای پروردگارم محروم ۴ و بدرستی که من می ترسم از بنی اعمام از بعدم و باشد زنم نازاینده پس ببخش مرا از خودت ولی ۵ که میراث برد از من و میراث برد از آل یعقوب و بگردانش ای پروردگارم پسندیده ۶ ای زکریا بدرستی که ما مژده می دهیم ترا به پسری که نام او یحیی است که نگردانیدیم مر او را از پیش همنامی ۷ گفت ای پروردگار من از کجا می شود مرا پسری و باشد زنم تا زاینده و بدرستی که رسیده ام از پیری به نهایت ناتوانی ۸