۶- آیات ۴۱ تا ۵۰
صفی علیشاهو اذکر فی الکتٰاب إبرٰاهیم إنه کٰان صدیقا نبیا ۴۱ إذ قٰال لأبیه یٰا أبت لم تعبد مٰا لاٰ یسمع و لاٰ یبصر و لاٰ یغنی عنک شییا ۴۲ یٰا أبت إنی قد جٰاءنی من العلم مٰا لم یأتک فاتبعنی أهدک صرٰاطا سویا ۴۳ یٰا أبت لاٰ تعبد الشیطٰان إن الشیطٰان کٰان للرحمٰن عصیا ۴۴ یٰا أبت إنی أخٰاف أن یمسک عذٰاب من الرحمٰن فتکون للشیطٰان ولیا ۴۵ قٰال أ رٰاغب أنت عن آلهتی یٰا إبرٰاهیم لین لم تنته لأرجمنک و اهجرنی ملیا ۴۶ قٰال سلاٰم علیک سأستغفر لک ربی إنه کٰان بی حفیا ۴۷ و أعتزلکم و مٰا تدعون من دون اللٰه و أدعوا ربی عسیٰ ألاٰ أکون بدعٰاء ربی شقیا ۴۸ فلما اعتزلهم و مٰا یعبدون من دون اللٰه وهبنٰا له إسحٰاق و یعقوب و کلا جعلنٰا نبیا ۴۹ و وهبنٰا لهم من رحمتنٰا و جعلنٰا لهم لسٰان صدق علیا ۵۰
و یاد کن در کتاب ابراهیم را بدرستی که او بود راستگوی پیغمبر ۴۱ چون گفت مر پدر خود را ای پدر من چرا می پرستی آنچه نمی شنود و نمی بیند و کفایت نمی کند از تو چیزی را ۴۲ ای پدر من بدرستی که آمد مرا از دانش آنچه نیامد تو را پس پیروی کن مرا تا هدایت کنم را براه راست ۴۳ ای پدر من مپرست دیو رجیم را بدرستی که شیطان باشد مر خدای بخشاینده را نافرمان ۴۴ ای پدر من بدرستی که من می ترسم که مس کند ترا عذابی از خدای بخشنده پس باشی مر شیطان را قرین ۴۵ گفت آیا روی گرداننده ای از خدایان من ای ابراهیم هر آینه اگر باز نه ایستی هر آینه سنگسار کنم ترا و دوری کن از من مدتی مدید ۴۶ گفت سلام وداع بر تو بزودی آمرزش می خواهم برای تو از پروردگارم بدرستی که او باشد بمن مهربان ۴۷ و کناره می کنم از شما و آنچه می خوانید از جز خدا و می خواهم پروردگارم را شاید نبرده باشم بخواندن پروردگارم بدبخت ۴۸ بس چون کناره گزید از ایشان و آنچه می پرستیدند از جز خدا بخشیدیم مرا اسحق و یعقوب و همه را گردانیدیم پیغمبر ۴۹ و بخشیدیم مر ایشان را از رحمت خود و گردانیدیم برای ایشان زبان راستی که بلند است ۵۰
