۶- آیات ۳۲ تا ۳۴
صفی علیشاهو قٰال الذین کفروا لو لاٰ نزل علیه القرآن جملة وٰاحدة کذٰلک لنثبت به فؤٰادک و رتلنٰاه ترتیلا ۳۲ و لاٰ یأتونک بمثل إلاٰ جینٰاک بالحق و أحسن تفسیرا ۳۳ الذین یحشرون علیٰ وجوههم إلیٰ جهنم أولٰیک شر مکٰانا و أضل سبیلا ۳۴
و گفتند آنان که کافر شدند چرا فرو فرستاده نشد بر او قرآن همه یک دفعه و همچنین تا ثابت داریم بآن دل ترا و بتأنی فرستادیمش بتأنی فرستادنی ۳۲ و نیاوردند ترا مثلی مگر آنکه آوردیم ترا بحق و خوب تر از راه بیان ۳۳ آنان که حشر کرده می شوند بر روهاشان بسوی دوزخ آنها را بدترند از جهت جای و کمترند از جهت راه ۳۴
هم بگفتند از چه یکبار این خطاب
بر نبی نازل نگردد این کتاب
مختلف کردیم نازل این چنین
تا شود قلب تو ثابت در یقین
هم شود باعث به تسکین فؤاد
در تو هم گردد بصیرت ها زیاد
زآنکه در تجدید وحی از کردگار
دل به هر روزی ز نو یابد قرار
این تجدد خاص این پیغمبر است
در خصوصیت دلیل دیگر است
گر که شاهی یا امیری مؤتمن
راز گوید روز و شب در انجمن
یا فرستد دم به دم بر وی پیام
