۷- آیات ۳۵ تا ۴۴
صفی علیشاهو لقد آتینٰا موسی الکتٰاب و جعلنٰا معه أخٰاه هٰارون وزیرا ۳۵ فقلنا اذهبٰا إلی القوم الذین کذبوا بآیٰاتنٰا فدمرنٰاهم تدمیرا ۳۶ و قوم نوح لمٰا کذبوا الرسل أغرقنٰاهم و جعلنٰاهم للنٰاس آیة و أعتدنٰا للظٰالمین عذٰابا ألیما ۳۷ و عٰادا و ثمود و أصحٰاب الرس و قرونا بین ذٰلک کثیرا ۳۸ و کلا ضربنٰا له الأمثٰال و کلا تبرنٰا تتبیرا ۳۹ و لقد أتوا علی القریة التی أمطرت مطر السوء أ فلم یکونوا یرونهٰا بل کٰانوا لاٰ یرجون نشورا ۴۰ و إذٰا رأوک إن یتخذونک إلاٰ هزوا أ هٰذا الذی بعث اللٰه رسولا ۴۱ إن کٰاد لیضلنٰا عن آلهتنٰا لو لاٰ أن صبرنٰا علیهٰا و سوف یعلمون حین یرون العذٰاب من أضل سبیلا ۴۲ أ رأیت من اتخذ إلٰهه هوٰاه أ فأنت تکون علیه وکیلا ۴۳ أم تحسب أن أکثرهم یسمعون أو یعقلون إن هم إلاٰ کالأنعٰام بل هم أضل سبیلا ۴۴
و بتحقیق دادیم موسی را تورات و گردانیدیم با او برادرش هارون را وزیر ۳۵ پس گفتیم بروید شما دو تا بسوی آن قومی که تکذیب کردند آیتهای ما را پس هلاک کردیم ایشان را هلاک کردنی ۳۶ و قوم نوح چون تکذیب کردند رسولان را غرق کردیمشان و گردانیدیم ایشان را از برای مردمان آیتی و آماده ساختیم برای ستمکاران عذابی دردناک ۳۷ و عاد را و ثمود را و اصحاب رس و قرنهای میان آن را بسیار ۳۸ و همه را زدیم برای آن مثلها و همه را نیست کردیم نیست کردنی ۳۹ و بتحقیق گذشتند بر قریه که بارانیده شد باران بد آیا پس نبودند که به بینند آن را بلکه باشند که امید نمی دارند حشر را ۴۰ و چون بینند ترا نمی گیرندت مگر باستهزا آیا اینست آنکه برانگیخت خدا رسول ۴۱ بدرستی که نزدیک بود که هر آینه بگرداند ما را بغلط از الهانمان اگر نه آن بود که صبر کرده بودیم بر آنها و زود باشد که بدانند وقتی که بینند عذاب را که کیست گم گشته تر در راه ۴۲ آیا دیدی آنکه گرفت الهش را خواهش نفس خود اما پس تو باشی بر او وکیل ۴۳ یا پنداری که بیشتر ایشان می شنوند یا می یابند بعقل نیستند ایشان مگر مثل چهارپایان بلکه ایشان گمگشته ترند در راه ۴۴
