۸- آیات ۴۵ تا ۵۱
صفی علیشاهأ لم تر إلیٰ ربک کیف مد الظل و لو شٰاء لجعله سٰاکنا ثم جعلنا الشمس علیه دلیلا ۴۵ ثم قبضنٰاه إلینٰا قبضا یسیرا ۴۶ و هو الذی جعل لکم اللیل لبٰاسا و النوم سبٰاتا و جعل النهٰار نشورا ۴۷ و هو الذی أرسل الریٰاح بشرا بین یدی رحمته و أنزلنٰا من السمٰاء مٰاء طهورا ۴۸ لنحیی به بلدة میتا و نسقیه ممٰا خلقنٰا أنعٰاما و أنٰاسی کثیرا ۴۹ و لقد صرفنٰاه بینهم لیذکروا فأبیٰ أکثر النٰاس إلاٰ کفورا ۵۰ و لو شینٰا لبعثنٰا فی کل قریة نذیرا ۵۱
آیا ندیدی بسوی پروردگارت که چگونه پهن گردانید سایه را و اگر خواسته بود هر آینه گردانیده بود آن را ساکن پس گردانیدیم آفتاب را بر آن دلیل ۴۵ پس فرا گرفتیم آن را بسوی خود فراهم گرفتنی آسان ۴۶ و اوست آنکه گردانید برای شما شب را پوشش و خواب را آسایش و گردانید روز را برانگیختن ۴۷ و اوست آنکه فرستاد بادها را بشارت میان دو دست رحمتش و فرو فرستادیم از آسمان آبی پاک گرداننده ۴۸ تا احیا کنیم بآن بلدۀ مرده را و بیاشانیمش از آنچه آفریدیم چهارپایان را و مردمان بسیار ۴۹ و بتحقیق مکرر گردانیدیم آن را میانشان تا پند گیرند پس آیا نمودند اکثر مردمان مگر ناسپاسی را ۵۰ و اگر خواسته بودیم هر آینه برانگیخته بودیم در هر قریه بیم دهنده را ۵۱
می نبینی خود تو ای صاحب نظر
