ناهید
مرجع تخصصی فرهنگی هنری برای داستان، شعر و کتاب صوتی فارسی ناهید بستری برای انتشار، خرید و شنیدن آثار ادبی و صوتی از نویسندگان، شاعران و خالقان مستقل است.
تمام حقوق محفوظ و متعلق به پلتفرم فرهنگی ناهید می باشد.
۳- آیات ۱۷ تا ۲۰ - صفی علیشاه | ناهید
شاعران / صفی علیشاه ۳- آیات ۱۷ تا ۲۰ صفی علیشاه اصبر علیٰ مٰا یقولون و اذکر عبدنٰا دٰاود ذا الأید إنه أوٰاب ۱۷ إنٰا سخرنا الجبٰال معه یسبحن بالعشی و الإشرٰاق ۱۸ و الطیر محشورة کل له أوٰاب ۱۹ و شددنٰا ملکه و آتینٰاه الحکمة و فصل الخطٰاب ۲۰
صبر کن بر آنچه می گویند و یاد کن بنده ما را داود صاحب قوت بدرستی که او بود رجوع کننده ۱۷ بدرستی که ما رام کردیم کوه ها را که با او تسبیح می گفتند بشبانگاه و وقت بر آمدن آفتاب ۱۸ و پرنده را جمع کرده شده همه بودند مر او را رجوع کننده ۱۹ و سخت گردانیدیم پادشاهیش را و دادیم او را حکم و تمیز گفتارش یعنی بیان روشن بی اشتباه ۲۰
در بیان حکایت داوودع و اوریا
زین سخن ها ای رسول حق نشان
غم چه داری صبر کن بر گفتشان
زآنچه میگویند در تخریب تو
هم به استهزاء و بر تکذیب تو
یاد کن داوود را کو از عباد
بندة ما بود و ذا الأید و سداد
صاحب قوت بد اندر جنگها
مر رجوعش بر خدا بسیار بود
روز و شب در ذکر و استغفار بود
کوهها را رام کردیمش ز جاه
ذکر می گفتند شام و صبحگاه
رام هم کردیم مرغان را بر او
دور او بودند جمع از پشت و رو
بازگردنده بدند از هر مقام
چون گشود اعنی که بر تسبیح لب
جمله میکردند با او ذکر رب
شاهی اش محکم نمودیم از شتاب
حکمتش دادیم و هم فصل الخطاب
معنی فصل الخطاب اندر مقال
هست از فصلی به فصلی انتقال
آنچه لازم در میانش فاصله است
فارقش فصل الخطاب آن مسأله است
گفت حیدر بینه بر مدعی است
هم یمین بر منکر این جز فصل نیست
اختلاف افزون بود در گفته ها
اغلبی کآورده اند آن را به نقل
هست بیرون از رسوم شرع و عقل
کی کند فعلی ز رسم دین بری
بعد از آن هم مردمان را پیروی
باشد از وی ز اعتقاد معنوی
که نویسند از وی اندر نامه ها
حرف را کوهی کنند ار هست مو
خاصه گر باشد بزرگی سرفراز
چشمها باشد بر او در عیب باز
در زمان خود بسی این دیده ایم
وز کتاب و از خبر بشنیده ایم
عشق بازد نیست در این گفته خیر
وآنگهی که پیش از عقد و نکاح
هوش و حس را اندکی کن مجتمع
این است ممکن پس نگر یا ممتنع
جز که وجهی باشد آن را برملا
که نه چندان عقل از آن جوید ابا
خطبه کرد او بد وجیهه و پارسا
شد نزاعی بینشان پیش از نکاح
ترک آن وصلت نمودند از صلاح
خواست پس داوود ع او را بهر خویش
وین نبود از وی پسندیده به کیش
زآنکه زن بسیار بودش در حرم
بود این بر اوریا از وی ستم
بود این بر وی سزاوار از وجوه
که شود ساعی به صلح آن گروه
این ز وی بد ترک اولی در رسوم
گشت از حق پس در آن وصلت ملوم
وجه دیگر کآن هم آمد در خبر
وصف حسن زن نبی بشنیده بود
ز اوریا تفریق آن خواهش نمود
این دو وجه از روی حجت قابل است
وجه دیگر هر چه باشد باطل است
داشت در رسم مواخاة این شیوع
می نبود آن ناپسند اندر وقوع
حاصل از این ترک اولی حق خبر
می دهد بر احمد ص نیکو سیر