قطعه شمارهٔ ۱۰۸
سلمان ساوجیعاشثی شمعا از آن رو چون منت
چهره ای زردست و چشم اشک پاش
ورنه ای عاشق چرا بی علتی
هر شبی بیماری و صاحب فراش
عادتی داری که هر شب تا به تیغ
سر نبرندت نیابی انتعاش
سرکشی در عشقبازی می کنی
رو که بر عاشق حرام است این معاش
عاشثی شمعا از آن رو چون منت
چهره ای زردست و چشم اشک پاش
ورنه ای عاشق چرا بی علتی
هر شبی بیماری و صاحب فراش
عادتی داری که هر شب تا به تیغ
سر نبرندت نیابی انتعاش
سرکشی در عشقبازی می کنی
رو که بر عاشق حرام است این معاش