شمارهٔ ۱۷ - در مدح شاه اولیاء(ع)
صامت بروجردیدر لوح چون قلم به سخن ابتدا نمود
دیباچه را به مدح شه اولیا نمود
شاهی که ساخت صف عدو قاع صفصفا
هر جا که رو به یاوری مصطفی نمود
بر جا نهاد کشف غطا را یقین وی
از بس که در بحار معارف شنا نمود
ممکن نبود رؤیت واجب از این سبب
او را خدای آیینه ی حق نما نمود
دادش خدا ز علم لدنی به دل فروغ
پس بر تمام گمشدگان رهنما نمود
زد ضربتی به تارک مرحب که تا سقر
هی تاخت با دو اسبه و هی مرحبا نمود
تا چون کلیم روز جهودان چو شب کند
سبابه را به کندن در چون عصا نمود
بهر ثبوت معنی الا به ذوالفقار
امحای اهل شرک به تصویر لا نمود
قسام خلد و نار که پیش از صف شمار
از هم بهشت و دوزخیان را سوا نمود
پاس شریعت نبوی را نگاه داشت
بعد از نبی به اسم نبی اکتفا نمود
