شمارهٔ ۳۰ - نزول عهدنامه در کربلا به شاه تشنهجگر
صامت بروجردیروز عاشورا چو شاه کربلا
سید مظلوم سبط مصطفی
جمله یار و یاورانش کشته شد
پیکر ایشان به خون آغشته شد
طرف هامون ز اشک گلگون گشتیم
در وداع شاه با اهل حرم
یکه و تنها به میدان رو نهاد
رفت و در جای بلندی ایستاد
گه به حسرت آن شفیع کاینات
بد نگاهش جانب شط فرات
وز عطش آن شاه مظلوم وحید
آه سرد از قلب پرخون می کشید
گاه اندر قتلگه کردی نظر
هر طرف در خون جوانی غوطه ور
همچو برگ گل بدنها چاک چاک
سر جدا و بی کفن غلطان به خاک
