شمارهٔ ۳۲ - خطبه حضرت سید سجاد(ع) در شام خراب
صامت بروجردیکرد در شام چو جا عترت سلطان انام
بسکه دیدند جفا و ستم از مردم شام
روزشان شد به نظر تیره تر از شام ظلام
تا یکی روز یزید دغل نافرجام
سوی مسجد شد و اندر بر سجاد غریب
کرد در منبر بیداد یکی زشت خطیب
چندی از دوره سفیان بیفزود حسب
بست از حرمت اولادی علی چشم ادب
ناسزا گفت بسی او به شهنشاه عرب
قلزم بحر خدا زین العبا شد به غضب
گفت خاموش که حق بشکند ای سک دهنت
ز چه رو نیست حیایی ز رسول ز منت
کرد پس حجت کبرای خدا رو ببزید
صاحب منبر از او رخصت منبر طلبید
پسر هند نداد اذن بدان شاه وحید
