قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح امیر بار سلطان
سنایی غزنویباز جانها شکار خواهد کرد
گر جمال آشکار خواهد کرد
جای شکرست خلق راکان بت
جان به شکل شکار خواهد کرد
رایت و رویت منور او
ماه را در حصار خواهد کرد
بوی آن زلفکان مشکینش
مشک را قدر خوار خواهد کرد
در خزان از بهار رخسارش
کشوری را بهار خواهد کرد
غمزه نغز و طره خوش او
هیچ دانی چکار خواهد کرد
دوریان را به دیر خواهد برد
دیریان را به دار خواهد کرد
گرچه عقل از چهار خصم برست
از دو عالم چهار خواهد کرد
لیک بر چارسوی غیرت عشق
