بخش ۴۰ - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنی
شیخ محمود شبستریشنیدم من که اندر ماه نیسان
صدف بالا رود از قعر عمان
ز شیب قعر بحر آید برافراز
به روی بحر بنشیند دهن باز
بخاری مرتفع گردد ز دریا
فرو بارد به امر حق تعالیٰ
چکد اندر دهانش قطره ای چند
شود بسته دهان او به صد بند
رود با قعر دریا با دلی پر
شود آن قطره باران یکی در
به قعر اندر رود غواص دریا
از آن آرد برون لؤلؤی لالا
تن تو ساحل و هستی چو دریاست
بخارش فیض و باران علم اسماست
خرد غواص آن بحر عظیم است
که او را صد جواهر در گلیم است
دل آمد علم را مانند یک ظرف
صدف با علم دل صوت است با حرف
