بخش ۴۶ - قاعده در بیان معنی حشر
شیخ محمود شبستریز تو هر فعل که اول گشت صادر
بدان گردی به باری چند قادر
به هر باری اگر نفع است اگر ضر
شود در نفس تو چیزی مدخر
به عادت حالها با خوی گردد
به مدت میوه ها خوش بوی گردد
از آن آموخت انسان پیشه ها را
وز آن ترکیب کرد اندیشه ها را
همه افعال و اقوال مدخر
هویدا گردد اندر روز محشر
چو عریان گردی از پیراهن تن
شود عیب و هنر یکباره روشن
تنت باشد ولیکن بی کدورت
که بنماید از او چون آب صورت
همه پیدا شود آنجا ضمایر
فرو خوان آیت تبۡلى ٱلسرآیر
دگر باره به وفق عالم خاص
شود اخلاق تو اجسام اشخاص
چنان کز قوت عنصر در اینجا
موالید سه گانه گشت پیدا
همه اخلاق تو در عالم جان
گهی انوار گردد گاه نیران
