غزل شمارهٔ ۲۶
شاه نعمتالله ولیمخزن گنج جمله اسما ما
نور چشم تمام اشیا ما
غرق بحریم و آب می جوییم
قطره و بحر و جود دریا ما
رند و مستیم و عاشق و معشوق
به همه اسمها مسمی ما
ما نه ماییم ما همه اوییم
اثری چون نماند با ما ما
جام گیتی نما نموده به ما
دو جهان دیده ایم یکتاما
مه روشن به نور او باشند
تا نگویی مگر که تنها ما
رو نهادیم بر در سید
باز گشتیم سوی مأوی ما
