غزل شمارهٔ ۹۲
شاه نعمتالله ولیرو فنا شو بیا بقا دریاب
خوش بقایی از این فنا دریاب
قدمی نه درآ در این دریا
عین ما را به عین ما دریاب
دردی درد دل تو خوش می نوش
دردمندانه آن دوا دریاب
جام گیتی نما به دست آور
مظهر حضرت خدا دریاب
پادشاه و گدا نشسته به هم
ذوق آن شاه و این گدا دریاب
در میخانه را غنیمت دان
دولت ملک دو سرا دریاب
سید رند مست اگر جویی
در خرابات بنده را دریاب
