غزل شمارهٔ ۴۴۶
شاه نعمتالله ولیمعنی او نمود در صورت
نه به یک صورتی به هر صورت
چشم ما تا جمال معنی دید
معنیی بیند و دگر صورت
ذره ذره چو نور می بینم
آفتابی بود قمر صورت
باده می نوش و جام را دریاب
معنیی بین و مینگر صورت
هر چه بینیم صورت عشق است
لاجرم عاشقیم بر صورت
چون که معنی ماست صورت او
نور چشمست و در نظر صورت
جام گیتی نماست سید ما
نعمت الله نموده در صورت
