غزل شمارهٔ ۷۱۹
شاه نعمتالله ولیکفر سر زلف بت عیار ببینید
ترسای میان بسته به زنار ببیند
در پرده عصمت ز نظر گرچه نهان بود
پیدا شده اش بر سر بازار ببینید
بر دیده ما گر بنشینید زمانی
یک لعبت و صد جامه به یکبار ببینید
جامی به کف آرید در او رو بنمایید
تا ساقی و رند و می خمار ببینید
بحریم و حباب و می و جامیم و در این دور
در صورت ما معنی هر چار ببینید
عالم همه آیینه یار است از آن روی
روشن بنماید به شما یار ببینید
از گفته سید غزلی نغز نویسید
سر دفتر مجموعه اسرار ببینید
