بخش ۱ - دیوان اطعمه صوفی محمد
حمد بی حد و ثنای بی عدد مر حضرت پروردگاری را که از یک قبضه خاک نمناک صد هزاران هزار طوطی لسان در نطق و بیان به فصاحت در آورده به خوانفتبارک الله احسن الخالقین رب العالمین و تحیت و
۱۵۳ شعر از صوفی محمد هروی
حمد بی حد و ثنای بی عدد مر حضرت پروردگاری را که از یک قبضه خاک نمناک صد هزاران هزار طوطی لسان در نطق و بیان به فصاحت در آورده به خوانفتبارک الله احسن الخالقین رب العالمین و تحیت و
رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم مثال خال تو و زلف همچو نقطه جیم در جواب او مرا به کاسه بغرا محبتی است قدیم گواه صحنک ماهیچه است و آش حلیم زهمدمی چغندر شدست آش ترش به روزگار چنین
نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان باده تلخ به یاد لب شیرین دهنان در جواب او هوس قلیه کدو دارم و اندیشه نان این مرادست مرا بار خدایا برسان سایلی کرد ز گیپا ز من خسته سوال گفتم آنجا ن
ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من سوخت در آتش هجران تو مسکین دل من در جواب او ای سرشته غم گیپا و کدک در دل من سوخت در آتش بریان دل بی حاصل من مشکلم بود که در حلقه گیپا چه بود حل ش
ای لب شیرین تو حلوای قند قامت رعنای تو سرو بلند در جواب او صحن برنجی که بود پر زقند مرهم جان است و بسی سودمند پیش قد دلکش زناج بین گشته خجل قامت سرو بلند مرغ دلم گشته اسیر اسیب روی