شمارهٔ ۹۶ - در مدح فخرالدین علی بن احمد
سوزنی سمرقندیمفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک
وز من به قله سر مکش ای قبله نمک
دانم کز آب گرم دو چشمم به یک زمان
بگدازی از همه شکری یا همه نمک
ای ترک ماه چهره چه باشد اگر شبی
آیی به حجره من و گویی قتق گرک
تا من به نور ماه تو شب را برم به روز
زان پیش کز سمور به مه درکشی یلک
تا از تو یک به یک شودم کام دل روا
کم کم به کام درفکنم خامه تبک
گر پیش گل کشم کله مشکبوی تو
بر من کلک مزن که نیندیشم از کلک
گل روی ترکی و من اگر ترک نیستم
دانم بدین قدر که به ترکی ست گل چچک
از چشمم ار بر آن چچک تو چکد سرشک
