شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح شرف الدوله احمد
سوزنی سمرقندیای قد تو سیمین صنوبر من
رخسار تو خورشید از مهر من
خال و خط ت دام و دانه من
چشم و لب تو خصم و داور من
مژگان تو صف صف کمانکش من
زلفین تو نه نه ز ره و رمن
خیل و حشم عشق جمع کرده
انگیخته بر فتنه در سر من
آراسته من لشگر صبوری
کامد حشم عشق بر سر من
ای دو لب تو همچو نوش و شکر
مینوش حدیث چو شکر من
بر طلعت خورشید پیکر تو
شد فتنه ذره ذره پیکر من
بی قامت سیمین صنوبر تست
چون فال خمیده صنوبر من
روزی که نباشم محاور تو
اندوه تو باشد محاور من
عنبر سر زلفین حلقه تو
