شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح وزیر
سوزنی سمرقندیای صاحبی که بروز را صدر و سر تویی
فرخ وزیر داد ده دادگر تویی
نام عمر ترا و ز همنامی عمر
در سیرت عمر چو عمر نامور تویی
نام عمر بعدل و سیاست سمر شدست
امروز هم بعدل و سراست سمر تویی
از عدل او بگرد جهان جز خبر نماند
واکنون عیان کننده این خوش خبر تویی
در مذهب تناسخ اگر راستی بدی
گفتی هر آنکه دید ترا کان عمر تویی
چون خلق را بداد عمر دل نهاد کیست
شاید گران یکی نبود چون دگر تویی
از عدل تو خلایق در خواب رفته اند
وز حرف عدل اندر خالق سهر تویی
اسلام را بلاد و کور بی نهایت است
