شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد
سوزنی سمرقندیری دارم که خر ندارد
خر تا بکلاه بر ندارد
مانند یکی درخت جیلان
سرکنده که برگ و بر ندارد
نی داری که صد چنین ر
تا یه خورد خبر ندارد
دارد کلهی ز اطلس سرخ
لیکن کمر بزر ندارد
آنکس نکند بدو دلیری
که قوت شیر نر ندارد
اینست جواب آنکه گوید
نور رخ تو قمر ندارد
